i love u

قربونت برم قشنگ مهربونم. امروز بهم گفتی i love you پشت تلفن وقتی به مامان ماندانا زنگ زده بودم تلفن رو گرفتی و گفتی مامان آیداوووو یعنی مامان ilove you. این خییییییلییی خوب بود عسسسلللل
روز پنجشنبه 30 آبان ماه کلی با هم بازی کردیم و خوش گذروندیم و شبش هم امین کوچولو و ماان باباشاومدن مهمونی خونمون:)



اون روز از صبح کلی با هم بازی کردیم. برای 18 ماهگیت برات حیونای جنگل و مزرعه رو کادو گرفته بودم به اضافه یک بسته رنگ انگشتی که از موم ساخته شده بود و با آب هم پاک میشد و بازی باهاش هیچ خطری برات نداشت. شما هم کلیی با این اسباب بازیهای جدیدت بازی کردی کلییی هم از خودت اثر هنری به جا گذاشتی و خلاصه که دفتر نقاشیتو پر از نقاشی کردیی:)))
روز جمعه هم با بابایی و مامان رفتی بام تهران و اولین برف پاییز 92 رو با هم تماشا کردیم سیب زمینی سرخ کرده خوردی کنار آتیش نشستی و از همه مهمتر اینکه برای اولین بار سوار اتوبوس شدی که خیلی برات هیجانانگیز بود عسسسل من نمیدونی که چقدر خوشحال بودی که از پایین راه سوار اتوبوس شدی . اینقدر دوست داشتی که همش برای برگشت عجله داشتی که دوباره سوار اتوبوس شییی عسلم عاشقتم . امیدوارم که خداوند مهربون همیشه مواظبت باشه :)

اولین باری که سوار اتوبوس شدی. کلیی دوست داشتی

اولین برف پاییزی 92 - بام تهران- اول آذر ماه 1392




بعد یک روز شاد و سرد توی ماشین بعد از شیر خوردن خوابیدی
فردا باید واکسن یک سال و نیمگیت و برات بزنم خدا کنه که ناراحتی نکشی خیییلیی نگرانم . خدا کمک کنه که به راحتی این مرحله هم انجام بشه .




i love u
